X
تبلیغات
★★ایران تاریخ سرزمین قوم آریا یی★★

★★ایران تاریخ سرزمین قوم آریا یی★★

♣ ۩ ۩ ایران سرافراز/ ایران باستان - تاریخ کهن - ایرانشناسی - عمومی ۩ ۩ ♣

پایتخت اسبدوانی ایران

پایتخت اسبدوانی ایران

 

آیا میدانید با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است
آیا میدانید اولین فردی که در اروپا اقامت گرفت یک زن ایرانی بود و بعد مساله اقامت خارجی ها مطرح شد
آیا میدانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت
آیا میدانید ایرانیان در آمریکا فرهیخته ترین افراد جامعه آمریکا هستند
آیا میدانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی هست
آیا میدانید حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم
آیا میدانید کورش کبیر بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود
آیا میدانید سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ایران نام داشت
آیا میدانید اگر ۳ قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است
آیا میدانید فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر آنها کند میشود
آیا میدانید انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت
آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است
آیا میدانید یک سیاهچاله در کهکشان راه‌ شیری است که هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می‌چرخد
آیا میدانید ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است
آیا میدانید هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند
آیا میدانید بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است
آیا میدانید وزن موی سر هر فرد در طول عمرش با وزن ۲ فیل آفریقایی برابر است
آیا میدانید چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل است
آیا میدانید سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت ۱۶
km در ساعت است که در افریقاست

- سلول مغز یک انسان می‌تواند ۵ برابر اطلاعاتی که ویکی‌پدیا دارد را در خود نگهداری کند.

2- بدن‌تان به اندازه‌ای گرما در عرض ۳۰ دقیقه تولید می‌کند که با آن می‌شود نیم گالون آب را جوشاند.

3- مغز به همان میزان از انرژی که یک چراغ برق ۱۰ وات استفاده می‌کند، بهره می‌جوید.

4- بیشتر نوزادان با چشمانی آبی به دنیا می‌آیند.

5- تکانه‌های عصبی با سرعت ۲۷۴ کیلومتر بر ساعت به مغز وارد و از آن خارج می‌شوند.

6- عطسه‌ها با سرعت ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنند.

7- اسید معده به اندازه کافی قوی است تا یک تیغ ریش‌تراشی را حل کند.

8- روده باریک بزرگترین عضو درونی بدن است.

9- راست دست‌ها ۹ سال بیشتر از چپ دست‌ها عمر می‌کنند.

10- ناخن انگشت میانی سریع‌تر از ناخن باقی انگشت‌ها رشد می‌کند.

11- نوزادان با ۳۰۰ استخوان متولد می‌شوند. بزرگسالان ۲۰۶ استخوان دارند.

12- شما برای برداشتن یک قدم از ۲۰۰ ماهیچه یاری می‌جویید.

13- پاها می‌توانند در حدود نیم لیتر در طول روز عرق تولید ‌کنند.

14- پوست‌تان هر ۲۷ روز پوست‌اندازی می‌کند.


 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت   توسط گنزقی  | 

نوروز مبارک 1391

 

گشت گرداگرد مهر تابناک ، ايران زمين *** روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمين

ای تو يزدان،ای تو گرداننده ی مهر و سپهر***برترينش کن برايم اين زمان و اين زمين


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت   توسط گنزقی  | 

عکس حرفه ای از تخت جمشید

 

 

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان


پارسه (تخت جمشید)
میراث جهانی یونسکو
Persepolis001.jpg
اطلاعات اثر
نام کشور  ایران
نوع فرهنگی
معیارها i, iii, vi
شماره ثبت ۱۱۴
منطقه آسیا-خاور میانه
تاریخچه
تاریخ ثبت ۱۹۷۹

نمایی از «کاخ آینه» در پارسه

 

فهرست مندرجات

[نهفتن]

افسری که بزرگترین امپراطوری جهان را سازمان داد(داریوش)

هنگامی که سپاهیان کمبوجیه به ایران رسیدند اوضاع ایران آشفته بود.در غیاب کمبوجیه فردی به نام بردیا خود را برادر کمبوجیه و جانشین حقیقی کورش اعلام کرده بود.او با بخشش مالیاتها توانسته بود حمایت برخی از حکمرانان را به خود جلب کند.از طرفی برخی از ایالتهای دور و نزدیک سر به شورش برداشته بودند.در چنین شرایطی یکی از جوانان خاندان هخامنشی به نام داریوش توانست بزرگان خانواده های هخامنشی را به خود همراه سازد.آنان برای تصرف قدرت با هم متحد شدند.داریوش نخست با حمله به محل سکونت بردیا او را به قتل رساند سپس شورشها را سرکوب کرد.او طی دوسال به عملیت نظامی وسیعی دست زد که طی آن 19جنگ صورت گرفت و 9 پادشاه محلی به قتل رسید.در برخی از این سفرهای جنگی داریوش خود شرکت داشت و در برخی فرماندهان مورد اعتمادش را میفرستاد.او خود به مصر رفت و شورش آنجا را فرو نشاند.همچنین شمال هند را به امپراطوری خود ضمیمه کرد.داریوش شرح بیشتر این لشکرکشیها را در کتیبه بیستون به یادگار گذاشته است.این کتیبه از قدیمیترین متنهای تاریخی جهان است که در نگارش تاریخ هخامنشیان کمک بسیاری به مورخان کرده است.داریوش پس از فرو نشاندن کلیه شورشها اقدامات اداری و اقتصادی و فرهمگی مورد نظر خود را آغاز کرد.همچنین داریوش در سالهای پایانی عمر خود به یونان لشکر کشی کرد.در این زمان بخش بزرگی از آسیای صغیر جزو قلمرو ایران بود.با این حال تعدادی از فرمانروایان آن نواحی سر به شورش برداشته بودند.در این شورش شهرهای یونانی که مشهورترین آنها آتن(athen)و اسپارت(sparta)بودند دست داشتند.در این سفر جنگی داریوش به تنبیه شورشیان پرداخت.هنگامی که سپاهیان او به نزدیکی آتن رسیدند مردم آتن به پایداری پرداختند.در این جنگ که که به جنگ ماراتن(marathon)معروف است آتنیها توانستند از سقوط شهرشان جلوگیری کنند.داریوش به سپاهیان دستور داد که بازگردند.او قصد داشت سال بعد به یونان لشکرکشی کند اما مدتی بعد مرد.آتنیها از این که توانسته بودند شهر خود را از فتح شدن براهنند بسیار خوشحال شدند و شادمانی کردند.مورخان یونانی نیز این حادثه را به عنوان شکست داریوش قلمداد کردند و در کتابهای خود در توصیف آن اغراق بسیار کردند.

از مرگ داریوش تا انقراض سلسله هخامنشیان

هم زمان با روی کار آمدن خشایارشا پسر و جانشین داریوش(486ق.م)شورشهایی در مصر وبابل رخ داده است که هخامنشیان آنها را سرکوب کردند.سپس خشایارشا تصمیم گرفت نقشه پدر را برای حمله ی دوباره به یونان عملی سازد.او برای اینکار سپاه بزرگی راه انداخت.خشایارشاه در نبردهای زمینی پیروز بود اما در نبرد دریایی به نام سالامیس توفیق چندانی نداشت.از آن پس خشایارشا بیشتر اوقات خود را به خوشگذرانی مشغول شد و عاقبت به دست یکی از درباریان به قتل رسید.دربار هخامنشی نیز بیش از پیش کانون توطئه ها و رقابتهای درباریان شد.در زمان داریوش دوم همسرش پروشات(پریزاد)قدرت و نفوذ زیادی در شاه داشت و به همین دلیل در تصمیمگیریها نقش به سزایی ایفا میکرد.از وقایع مهمی که او در آن دست داشت لشکرکشی کورش کوچک برای به چنگ آوردن قدرت بود;داریوش دوم پیش از مرگ پسرش اردشیر(دوم)را به جانشینی انتخاب کرد اما پسر کوچکش که در آسیای صغیر حکومت داشت به این انتخاب راضی نبود.او ضمن همفکری و هماهنگی با مادرش با سپاهی که بیشتر آنها یونانی بودند به سوی پایتخت به راه افتاد اما در جنگی که رخ داد شکست خورد و کشته شد.

در زمان اردشیر دوم یونان که دچار ضعف و انحطاط شده بود توسط فیلیپ مقدونی حاکم مقدونیه فتح شد.در زمان جانشین او(اردشیر سوم)بسیاری از افراد خاندان هخامنشی کشته شدند که موجب ضعیف شدن حکومت هخامنشی شد.در زمان داریوش سوم اختلافات داخلی و تن پروری و سستی بر هخامنشیان غلبه داشت و دیگر از شور شجاعت سالهای پیش چیزی نمانده بود.در چنین شرایطی اسکندر مقدونی که جای پدرش فیلیپ را گرفته بود در میدانهای جنگ شجاعت بسیاری از خود نشان داد.اسکندر که توانسته بود قسمتهای زیادی از آسیای صغیر و مصر را تصرف کند در چند جنگ هخامنشیان را شکست داد ودر شهرهای ایران کشتار زیادی به راه انداخت.جانشینان اسکندر در ایران سلوکیان بودند که مدتی بر کشور فرمان راندند و سرانجام توشط اشکانیان به تدریج بیرون رانده شدند.

پایان سلسله هخامنشیان

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت   توسط گنزقی  | 

تاريخ جنگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت   توسط گنزقی  | 

تاریخ آریایی،فرهنگ رویایی

 

          ۩۞۩   روستای تاریخی گنزق  ۩۞۩           تعداد کل صفحات (3): -->1 2 3

 

  اخبارحوادث              اخبار پزشکی    تعداد کل صفحات (3): -->1 2 3

قلعه شیندان نمین

اخبار فرهنگی-اخبار ورزشی-اخبار تکنولوژی-اخبار اقتصادی-اخبار سیاسی

به نام خدا

کعبه خود سنگ نشان است که ره گم نشود    حاجی احرام دگر بند ببین یـار کجاست

 

 

  ستارخان و باقرخان

امیر کبیر

تاریخ کامل ایران زمین

 

سیاسی

ایرانشناسی

اقتصادی

 

علوم و حرفه

ورزشی

هنر و ادبیات

 

سرگرمی

حــوادث

نیازمندیها

 
 

آب و هوا

تبدیل پول

مطالب

درباره ما

پیوند با ما

تماس با ما

 

میرزا کوچک خان

آگهی و لینک

 

 

 

 

درباره ی تاریخچه ی خلیج فارس بیشتر بدانیم-بخش نخست

نخستین جاده عظیم جهان توسط امپراطورهخامنشی ساخته شد


 

راه شاهی به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخته شد. این شاهراه تخت جمشید را به پاسارگاد، شوش و دیگر شهرهای شاهنشاهی متصل می‌کرده و بنابر کشفیات جدید احتمالاً از تنگه ی بلاغی که در فاصله ی میان تخت جمشید و پاسارگاد قرار دارد، عبور می‌کرده است. راه شاهی نخستین شاهراه شناخته شده ی ایران و نخستین شاهراه بین المللی جهان است.

در خوزستان این راه از شوش، شوشتر و رامهرمز عبور می‌کرده‌است.

در پانصد سال پیش از میلاد مسیح ،داریوش اول در ایران آغاز به ساخت یک سلسله جاده‌های پهن و عریض نمود که یکی از آن‌ها راه سلطنتی نام داشت و در زمان خود جزء بهترین شاهراه‌ها محسوب می‌شد. راهی که پس از امپراطوری رم نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت این راه چنان بالا بود که پیک‌های نامه رسان می‌توانستند مسافتی معادل ۲۶۹۹ کیلومتر را تنها در مدت هفت روز بپیمایند.

کاملا واضح است که کلمه ی "شاهراه" که هم اکنون نیز از آن استفاده می کنیم از این موضوع گرفته شده است و قدمتی بسیار طولانی دارد.

 واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :داریوش بزرگ و واژه کلیدی :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان

لینک مطلب

خشایارشا" ی هخامنشی را بیشتر بشناسیم

           

خشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.
نام خشایارشا از دو جزء
خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.
خشایارشا در سن
سی و شش سالگی به سلطنت رسید.

 

ادامه ی مطلب:   جنگ با یونان، نبرد در تنگه ی ترموپیل (آشنایی بیشتر شما با این نبرد برای متوجه شدن دروغی بودن فیلم ٣٠٠)

واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :پادشاهان ایران

ادامه مطلب
لینک مطلب                    آتوسا که بود؟

آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای ایران بود. وی دختر کورش کبیر، و خواهر خوانده کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود.

آتوسا در زمان حکومات خشایارشا، زنده بوده است.ادامه مطلب


آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
آتوسا دختر کورش بزرگ و همسر پادشاه هخامنشی داریوش یکم و مادر خشایارشا برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.

پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه‌ها داده می‌شد...

ادامه ی مطلب را فراموش نکنید...

واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :کوروش بزرگ و واژه کلیدی :داریوش بزرگ و واژه کلیدی :دختران و بانوان در ایران باستان

 

 شکوه و جلال آریایی... دانستنی هایی از گذشته ی سرزمین پارسیان - بخش دوم

شکوه و جلال آریایی... دانستنی هایی از گذشته ی سرزمین پارسیان - بخش نخست


 

      

 

آیا تا کنون می دانستید که...؟؟؟؟

1-نخستین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به خارج از شهر ابداع کردند، ایرانیان بودند.

2-ایرانیان نخستین کسانی بودند که شیشه را کشف کرده و از آن در منازل خود استفاده کردند.

3-نخستین مردمانی که مس را کشف کردند، ایرانیان بودند.

4-به احتمال زیاد نخستین مردمانی که آتش را ایجاد و کشف کردند، ایرانیان بودند (در این مورد اختلاف وجود دارد).

5-نخستین کسانی که ذوب فلزات را آغاز کردند، ایرانیان بودند (در شهر سیلک Sialk).

6-ایرانیان نخستین مردمی بودند که نخ را کشف کرده و موفق به ریسیدن آن شدند.

7-نخستین مردمی که ایده ی ساختن عطر و استفاده از آن برای خوشبو ساختن بدن به ذهنشان رسید و آن را اجرایی کردند، ایرانیان بودند.

8-اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی تشکیل شد. این سواره نظام شامل 115سرباز بود.

9-نخستین مردمی که زغال سنگ را کشف کردند، ایرانیان بودند.

10-نخستین فردی که به چرخش زمین پی برد یک ایرانی بود؛ ابوریحان بیرونی.

11-با مشاهده و اطلاع از سد آهنین و بزرگی که کوروش بزرگ در شمال ایران (گرجستان امروزی) برای جلوگیری از غارتگری یک قوم بر قوم دیگر ساخت، ایده ساختن دیوار چین به ذهن فرمانروایان چین رسید.

12-نخستین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40سال خدمت و پس از آن بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم تا پایان عمر را کوروش بزرگ در ایران پایه گذاری کرد.

١٣-نخستین واحد پولی ایران "داریک" نام داشت؛ که توسط داریوش بزرگ بنیانگذاری شد.

١۴-داریوش بزرگ سوادآموزی را برای همگان اجباری و البته "کاملا رایگان" اعلام کرد.

نام های پادشاهان هخامنشی (به ترتیب حکومت)

-هخامنش
٢-چئیش پئیش
٣-کورش یکم
۴-کمبوجیه یکم


۵-کوروش بزرگ
۶-کمبوجیه
٧-بردیای دروغین (گئومات مغ)
٨-داریوش بزرگ
٩-خشایارشا

١٠-اردشیر یکم

١١-خشایارشای دوم
١٢-سغدیانوس
١٣-داریوش دوم
١۴-اردشیر دوم
١۵-اردشیر سوم
١۶-ارسس
١٧-داریوش سوم

واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :پادشاهان ایران

 

 

درباره ی تخت جمشید

تمدن اجتماعی هخامنشیان

ادامه مطلب

پایتخت های هخامنشیان

 

آرتیستون که بود؟

آرتیستون یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر ( تنی یا ناتنتی ) آتوسا. او محبوب ترین همسر داریوش بوده است بطوریکه به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود. پسران آرتیستون از فرماندهان خشایارشاه بودند. او همراه با آتوسا، بامه و اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح های گلی هخامنشی ثبت شده است.
آرتیستون (Artystone)، اسم شخص زنانه‌ی پارسی،به شکل یونانی Artystōnē ارتیستونه گواهی شده است که  منعکس کننده‌ی نام پارسی باستان Rtastūnā "ستون ارته (= راستی خدای‌وار شده)" است.

واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :کوروش بزرگ و واژه کلیدی :دختران و بانوان در ایران باستان

درباره ی کوروش بزرگ 
          

                           

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌است.
ایرانیان کوروش را پدر می‌نامیدند.  یهودیان این پادشاه را به منزله مسح ‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

در ادامه ی مطلب بخوانید:   واژه کوروش در زبان های دیگر، داستان زایش کوروش، دوره جوانی، فرزندان، چگونگی مرگ کوروش، ذوالقرنین.

واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :کوروش بزرگ

ادامه مطلب

نمای شرقی-غربی از عمارت هشت بهشت و استخر مقابل آن
عمارت هشت‌بهشت یکی از عمارت‌های تاریخی موجود در شهر اصفهان و به ساخت رسیده در دوران صفویان است. از کلیه کاخهای با صفا و کلاه‌فرنگی‌هائی که در این دوره در کنار چهارباغ احداث شده بود فقط کاخ هشت بهشت باقی مانده‌است.


عمارت هشت‌بهشت - که روزگاری زیباترین کاخ عالم هم نامیده می‌شد - در سال ۱۰۸۰ هجری و به روزگار شاه سلیمان صفوی در نزدیکی باغ بلبل ساخته شد.
باغ وسیعی که عمارت در آن واقع شده جزئی از باغ بزرگ نقش جهان بوده‌است که شاه اسماعیل اول احداث کرد و در زمان جانشینان او بخصوص شاه عباس اول به قطعات متعددی تقسیم شد.
این بنای دو طبقه با طاقهای زیبا و تزئینات فراوان یکی از نمونه‌های درخشان معماری عصر صفویه به شمار می‌رود. این قصـر از همان ابتدای احداث «عمارت هشت‌بهشت» «هشت به هشت» و «هشت در بهشت» نامیده می‌شده‌است.


سفارش‌نامه‌ی داریوش بزرگ هخامنشی

اینک که من از این جهان می‌روم، بیست‌وپنج کشور در شاهنشاهی ایران است. و در همه‌ی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای ارج هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران، ارج‌مندند.

جانشین من خشایارشا باید مانند من در نگاه‌داری این کشور ها بکوشد و راه نگه‌داری این کشورها آن است که در کارهای درونی آن‌ها دست نَبَرد و کیش و دین و آیین‌های آنان را گرامی بدارد. اکنون که من از این جهان می‌روم تو دوازده کرور دِریکِ زر در خزانه‌ی شاهی داری و این زر یکی از شالوده‌های توان‌مندی تو می‌باشد. زیرا توان پادشاه تنها به شمشیر نیست که به دارایی نیز هست. هرآینه به یاد داشته باش که تو باید به این اندوخته بیفزایی نه این که از آن بکاهی. من نمی‌گویم که هنگام نیازمندی از آن برداشت نکن، زیرا روند این زر در خزانه آن است که هنگام بایستگی و ناچاری از آن برداشت کنند، ولی در نخستین گاه، آن چه برداشته‌ای به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من دارد پس پیوسته ابزارهای خوش‌نودی‌اش را فراهم کن.

ده سال است که من در کار ساختن انبارهای دانه‌گی‌ها در جای جای کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می‌شود و استوانه‌مانند هست را در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تهی می‌شود کرم در آن بوجود نمی‌آید و دانه‌گی در این انبارها چند سال می‌ماند بی آن که تباه شود و تو باید پس از من، ساختن انبارهای دانه‌گی را پی‌گیری تا آن که همواره اندوخته‌ی دو یا سه سال کشور در آن انبارها باشد. و هر ساله پس از این که دانه‌گی‌های تازه به دست آمد از دانه‌گی درون انبارها برای فراهمی کم‌بود خواروبار از آن سود بر و دانه‌گی تازه را پس از این که بوجاری شد به انبار ترابر و بدین سان<>تو هرگز برای اندوخته‌ی خوراکی در این کشور دغدغه نخواهی داشت اگر چه دو یا سه سال پیاپی خشک‌سالی شود.

هرگز دوستان و نزدیکان خود را به کارهای کشوری نگمار و برای آن‌ها همان دوست بودن با تو بسنده است. چون اگر دوستان و نزدیکان خود را به کارهای کشوری بگماری و آنان به مردم ستم کنند و کار نادرست کنند نخواهی توانست آن‌ها را به کیفر برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری ارج دوستی بگزاری.

آب‌راهی که من می‌خواستم بین رود نیل و دریای سرخ بسازم هنوز به پایان نرسیده و پایانیدن آن آب‌راه از نگرش بازرگانی و جنگی بسیار ارج‌مند است تو باید آن آب‌راه را به پایان برسانی و هزینه‌ی گذر کشتی‌ها از آن آب‌راه نباید آن اندازه سنگین باشد که ناخدایان کشتی‌ها به‌تر ببینند که از آن نگذرند. اکنون من سپاهی به سوی مصر فرستادم تا این که در این مرز، سامان و آسایش بر پا کنند، ولی گاه آن نیافتم که سپاهی به سوی یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش توان‌مند به یونان بتاز و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران می‌تواند دست‌درازی‌کنندگان را گوش‌مالی دهد.

پیش‌نهاد دیگر من به تو این است که هرگز دروغ‌گو و چاپلوس را به خود راه نده، چون هر دوی آن‌ها آفت پادشاهی هستند و بدون دل‌سوزی دروغ‌گو را از خود دور نما. هرگز کارمندان دیوان را بر مردم چیره نکن، و برای این که کارمندان دیوان بر مردم چیره نشوند، قانون خراج برنهاده‌ام که پیوند کارمندان دیوان با مردم را بسیار کم کرده است و اگر این قانون را نگاه‌داری کارمندان کشوری با مردم چندان درگیر نخواهند شد.

افسران و سربازان ارتش را خرسند نگه‌دار و با آن‌ها بدرفتاری نکن. اگر با آن‌ها بدرفتاری کنی آن‌ها نخواهند توانست هم‌چون تو کنند. ولی در میدان جنگ تاوان خواهند گرفت اگر چه به بهای کشته شدن خودشان باشد و تاوان‌گیری<>آن‌ها این گونه خواهد بود که دست روی دست می‌گذارند و سرمی‌سپرند تا پیش‌زمینه‌های شکست تو را فراهم کنند.

کارِ آموزش را که من آغازیدم، پی‌گیر و بگذار مردمان تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که دریافت و خرد آن‌ها بیش‌تر شود و هر چه دریافت و خرد آن‌ها بیش‌تر شود، تو با دل‌آسودگی بیش‌تری می‌توانی شاهی کنی. همواره پشتیبان کیش یزدان‌پرستی باش. ولی هیچ مردمی را ناچار نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به یاد داشته باش که هرکس باید آزاد باشد و از هر کیش که گرایش دارد پیروی نماید.

پس از این که من زندگی را بدرود گفتم، بدن مرا بشوی و آن مرگ‌جامه‌ای را که من خود فراهم کرده‌ام بر من بپیچان و در گاهوک سنگی جای ده و در گور بگذار. ولی گورم را که ساخته شده دربسته نکن تا هر زمانی که میتوانی به گور اندر بشوی و گاهوک سنگی مرا در آن جا ببینی و بفهمی، که من پدر تو پادشاهی توان‌مند و استوار بودم و بر بیست و پنج کشور شاهی می‌کردم، مردم و تو نیز مانند من خواهی مرد. زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که گاهی به دست می‌آوری اندر گور من بشوی و گاهوک را ببینی، خودپسندی و خودخواهی بر تو چیره خواهد شد، ولی هنگامی که مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو گور مرا دربسته کنند و سفارش کن که پسرت گور تو را باز نگه دارد تا این که بتواند گاهوک تن تو را ببیند. زنهار<>زنهار، هرگز هم دادخواه و هم داور نشو اگر از کسی داوشی داری بپذیر که یک داور بی‌سونگر آن داوش را رسیدگی کند. و رای دهد. زیرا کسی که است اگر داور هم بشود، ستم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار. زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این یک روند است، هنگامی که کشوری آباد نمی‌شود به سوی ویرانی می‌رود. در آباد کردن، کندن کاریز و ساخت راه و شهرسازی را در جای‌گاه نخست نِه.

گذشت و بخشایش را فراموش نکن و بدان که پس از دادگری برجسته‌ترین زاب<>پادشاهان بخشایش است و گذشت، ولی بخشایش باید تنها هنگامی به کار بیفتد که کسی در برابر تو لغزش<>کرده باشد و اگر در برابر دیگری لغزش کرده باشد و تو ببخشایی ستم کرده‌ای زیرا هده‌ی دیگری را پایمال نموده‌ای. بیش از این چیزی نمی‌گویم این گفته‌ها را هنگام بودن کسانی که جز تو در این جا هستند، کردم تا این که بدانند پیش از مرگ، من این سفارش‌ها کرده‌ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا می‌دانم که مرگم نزدیک شده است.

 

 

پاسارگاد آرامگاه كوروش كبير

كوروش در زمان جواني تصميم مي گيرد كه قوم پارس را متحد كند تا بتواند بر عليه آستياگ وارد جنگ شود. هارپاك كه از درباريان و خويشاوندان آستياگ بود در اين راه كمك زيادي به كوروش كرد و درنهايت آستياگ پس از 35 سال پادشاهي سرنگون مي شود. ولي كوروش او را نكشت و نزد خود نگاه داشت. كوروش تعدادي از مغان مادي را كشت ، چون مخالف او بودند. او توانست اكباتان يا هگمتانه (همدان امروزي) پايتخت دولت ماد را تصرف كند. كوروش در سال 555 ( پ. م ) دژ مادي را تسخير كرد كه تاريخ نگاران يوناني آنرا بنام پاسارگاد نوشته اند. نام ديگر پاسارگاد مشهد مرغاب است چون شهر پاسرگاد بر روي دشت مرغاب ساخته شده بود. از نو آوري هاي كوروش چاپارخانه دولتي يا پست خانه و گردونه چهار اسبه (گونه اي گاري) است كه در كناره هاي آن تيغه هايي فلزي براي نابود كردن سربازان دشمن جاسازي شده بود. :مبارزه كوروش با پادشاه كشور ليديه با تسخير هگمتانه در سال 559 (پ . م ) پادشاهي كوروش آغاز مي شود. سپس كوروش با كروزوس پادشاه كشور ليدي (ليديه) جنگيد و او را شكست داد. او سرانجام توانست شهر سارد طلايي را تصرف نمايد. با تسخير ليديه كشورهاي ايران و يونان هم مرز شدند. چون كشور ليديه در آسياي صغير قرار داشت. كوروش كروزوس را اسير كرد و به همراه خود به ايران آورد و يك پارسي بنام تابالوس را به فرمانروايي سارد گماشت. او براي اينكه اعتماد خود را به اهالي ليديه نشان دهد يكي از نزديكان سابق كروزوس بنام پاكتياس را مسئول اداره امور مالي و حفظ خزاين نمود. ولي پاكتياس تصميم گرفت با خرايني كه كوروش به او سپرده بود ، لشكري فراهم آورد و پارسي ها شكست دهد. بنابراين سر به شورش برداشت و شهر اراك را محاصره نمود. كوروش يك سردار مادي بنام مازارس را براي برقراري نظم و دستگيري پاكتياس به سارد فرستاد كه در نتيجه پاكتياس دسگير شد و دوباره نظم به سارد بازگشت. بعد از اين واقعه كوروش مشغول رفع اغتشاش از فرنگيه و كاريه شد. هر دوي اين كشورها در ناحيه آسياي صغير قرار داشتند. :حمله كوروش به ارمنستان كوروش به فكر حمله به ارمنستان افتاد ، چون پادشاه ارامنه به دولت ماد خراج و ماليات پرداخت نمي كرد و قشون و سرباز به كمك مادها نمي فرستاد. بنابراين كوروش به بهانه شكار با چند سواره نظام وارد قلمروي ارمنستان شد و به كياكسار حاكم مادها گفت كه شما سپاهي را گرد آوريد و در نزديكي مرز ارمنستان نگه داريد تا من هرگاه موقعيت را مناسب تشخيص دادم سپاه شما به ارمنستان بتازد. كياكسار نيز چنين كرد و در نتيجه كوروش به راحتي توانست ارمنستان تصرف نمايد. انگيزه جنگ كوروش با كلداني ها به علت حمله آنها به ارمنستان و دزدي و تاراجي بود كه كلداني ها انجام مي دادند. البته انجام اين كار از سوي كلداني ها به علت تنگدستي و نداشتن زمين كشاورزي مناسب بود. پس از درخواست صلح از طرف كلداني ها ، كوروش يك تفاهم نامه صلح بين آنها و پادشاه ارمنستان به امضا رسانيد. بر طبق آن پادشاه ارمنستان پذيرفت كه زمين كشاورزي مناسبي را به كلداني ها بدهد و در مقابل آنها تعهد كردند كه اجازه چراي دامهاي ارمني را در چاگاههاي خود بدهند و ديگر دست از چپاول و دزدي اموال ارمني ها بردارند. :يورش كورش به آشور و بابل بابل در آن زمان شهري بسيار زيبا و ثروتمند بود و برابر نوشته هاي هرودوت و ديگر تاريخ نگاران يونان باستان ، داراي دژهاي بسيار استواري بود كه در پيرامون رودخانه فرات ساخته شده بودند. مردم بابل در آن زمان بيشتر از راه بازرگاني روزگار مي گذراندند و باورهاي ويژه اي به خدايان داشتند. بيشتر مردم بابل به قدرت ساحري و جادوگري كاهنان معبدها و بت پرستي اعتقاد داشتند. حمله كوروش به بابل و آشور در سال 539 (پ .م ) رويداد ، گويا به انگيزه قتل پسر يكي از درباريان بابلي بنام گبربايس بود كه به كوروش پناهده شد و دژ خود به همراه غذاي فراوان در اختيار كوروش و سپاهيانش قرار داد. در مقابل از كوروش خواست كه به بابل حمله كند و پادشاه آنجا را از بين ببرد ، چون او پسرش را كشته بود. از آن گذشته كوروش هواداران زيادي در بابل داشت كه او را ترغيب به تسخير آن شهر مي كردند. نتيجه جنگ كوروش و پادشاه بابل ، شكست بابل بود. با اين پيروزي كوروش مهمترين كشور همسايه ايران را در اختيار گرفت و بيانيه حقوق بشر خود را كه تضمين كننده آزادي در دين ، عقيده و محل زندگي بود ، صادر نمود. :چيرگي ايران بر فنيقيه و فلسطين پس از تسخير بابل ، كشور كلده با شهرهاي كهن سومر و اكد و كليه مستعمرات كشور سابق بابل جز ايران گرديد. از جمله اين كشورها فنيقيه بود. فنيقي ها مردمي بودند سامي نژاد ، كه در حدود2500 سال پيش از زايش مسيح از عربستان سر بر آوردند و بعدها بين درياي مغرب (مديترانه) و كوه هاي جبل لبنان خانه گزيدند. فنيقي ها ميگفتند كه وطن اصلي آنها كرانه هاي خليج فارس بوده است. آنها همچنين خودشان را كنعانيان مي ناميدند. فنيقيه عربي شده نامي است كه يوناني ها به اين كشور داده اند وبه معني الهه آفتاب سرخ است. كيش آنها شرك و بت پرستي بوده است. فنيقي ها چون بين بابل و مصر قرار داشتند ، از هر دو تمدن تاثير گرفته اند. آنها داراي بازرگاني بسيار گسترده اي بودند كه از غرب تا جزاير انگلستان و از شرق تا ناحيه بغاز مالاگا در نزديكي هندوچين را شامل مي شده است. آنها همچين در آفريقاي جنوبي هم داراي مستعمراتي بودند. فنيقي ها نخست پيرو كشور مصر بودند سپس در سده 8 (پ. م ) تحت سلطه آشوري ها و در اوايل سده 6 (پ. م ) به تصرف بابلي ها درآمدند. پس از فتح بابل بدست كوروش آنها جزو كشور ايران گرديدند. اختراع رنگ ارغواني يا يافتن جانوري كه اين رنگ از آن گرفته مي شود (احتمالا ماهي مركب) ، اخراع شيشه و اختراع الفبا را به فنيقي ها نسبت مي دهند. برخي از دانشمندان غربي بر اين باورند كه الفباي لاتين از خط عبري گرفته شده است و در كشورهاي اروپايي گسترش پيدا كرده است

 

 

داریوش سوم هخامنشی

آریو برزن یکی از سرداران بزرگ ، دلیر،  شجاع و فداکار ایرانی است که در زمان هخامنشیان و داریوش سوم (1)  آخرین پادشاه هخامنشی زندگی می کرد .

 

در زمانی که اسکندر مقدونی (2) به ایران حمله کرد و شهرهایی مانند شوش (3) و بابل (4) را گرفت و می خواست از دربند پارس (5) بگذرد ، آریو برزن بر بالای صخره ها ایستاد  .

وقتی آخرین سپاه اسکندر وارد دربند پارس شد ، او به سربازانش دستور داد تا سنگ هایی عظیم بر سر رومیان بریزند . وقتی که سربازان سنگ ها را به پایین  پرتاب کردند خیلی از رومیان مُردند ولی اسکندر دستور داد سپرهای خود را روی سرشان بگیرند تا سنگ ها نتوانند ، مغز سربازان مقدونی را متلاشی کنند و از صخره ها بالا بروند . ولی آریو برزن دستور داد تا سربازان تیر و کمان ها را بر دارند و سربازان دشمن را از زیر سپر ها هدف گیرند . بعد از مدتی که تعداد بسیار زیادی از سربازان مقدونی مردند ، اسکندر دستور عقب نشینی داد با این حال سپاه اسکندر بزرگ تر از سپاه آریو برزن بود .

اسکندر دنبال کوره راهی بود تا از پشت سر آریو برزن را غافلگیر کند . او با سردارانش مشورت کرد ولی راهی نیافت . او از پیشگو و ... پرس و جو کرد

ولی راهی نیافت .

از آخرین کسانی هم که سوال کرد اسیران بودند . یکی از اسیران که پیرمرد چوپانی بود و اهل همان منطقه بود گفت من کوره راهی بلدم .

ولی شما با این همه سلاح نمی توانید از آنجا عبور کنید خطرناک است . اسکندر کمی با او چرب زبانی کرد ولی اسیر مدام میگفت : خطرناک است .

ناگهان اسکندر از کوره در رفت و او را تهدید به مرگ کرد .

چوپان هم از ترس مرگ گفت : آماده برای رفتن شوید .

اسکندر سپاهی جداگانه در چادر های خود گذاشت و آنها را به دست دو نفر به نام های کراتر (6) و مل اگر (7) داد . اسکندر گفت : هیچ وقت آتش ها را خاموش نکنید . تا آریو برزن فکر نکند که من در سپاه نیستم .

اگر ما داشتیم شکست میخوردیم شما هم به ما ملحق شوید و اگر بلعکس شما زود از دربند پارس بگذرید و به سمت پایتخت حرکت کنید .

خلاصه اسکندر به پشت آریو برزن رسید و او را غافلگیر کرد اما آریو برزن با سربازان کمی که داشت اسکندر را نادیده گرفت  و به سمت تخت جمشید ( پرسپلویس ) (8) حرکت کرد .

از آن طرف سپاه های دیگر اسکندر از راه رسیدند . نام فرماندهان این سپاه ها آمین تاس - فیلو تاس - سینوس - پرمینون -کراتر و مل اگر بودند .

حالا آریو برزن در محاصره کامل بود . حتی مردم شهر هم در را بر روی او باز نمی کردند .

بعضی از مردم می گفتند : ما نباید پایتخت افسانه ای خود را به همین راحتی به دست بیگانگان دهیم .

بعضی ها می گفتند : سپهر داد ( 9) نتوانست اسکندر را شکست دهد حالا آریو برزن میتواند ؟

در ضمن اسکندر قول داده تا مردمی که تسلیم شده اند را در همان سمت و مقام

خود بگذارد .

 تعداد کسانی که می خواستند شهر را تسلیم کنند بیشتر از کسانی بود که می خواستند بجنگند و شجاعانه برای کشور خود بمیرند . پس کسانی که می خواستند بجنگند به فراهم کردن شمشیر و اسب مشغول شدند و تیرداد (10) رئیس خزانه دربار نامه ای به اسکندر نوشت و گفت : شهر و مردم تسلیم اند . هر وقت که خواستی به شهر ما بیا و بر ما پادشاهی کن و خزانه را غارت کن .

از آن طرف آریو برزن ، سربازانش را آرایش نظامی می کرد . در همان لحظه سربازی پرسید : ای سردار بزرگ آیا الان که داریوش سوم نا پدید شده برای تاج و تخت می جنگیم ؟

آریو برزن گفت : آن وقت که دربند پارس بودیم بله ولی حالا برای ایران عزیز می جنگیم .

سپس اسکندر دستور حمله را صادر کرد . دقایقی بعد آریو برزن به همراه آخرین  سربازش بر زمین افتاد .

1- آخرین پادشاه هخامنشی است که چندی قبل از کشته شدن فلیپ دوم(پدر اسکندر) به تخت نشست. او ابتدا می خواست با مقدونی ها بجنگد؛ چون  از طرف آن ها احساس خطرمی کرد؛ اما وقتی شنید که فلیپ مرده است ، خیالش راحت شد . او هیچ گمان نمی کرد که از طرف پادشاه جوان مقدونی خطری به ایران برسد .

2-           اسکندر مقدونی ، مشهور به اسکندر گجستک ( ملعون ) یا کبیر . او در سال 356 قبل از میلاد متولد شد . در سال 336 ق .م به تخت پادشاهی نشست . و در سال 323 ق.م درگذشت . تاریخ نویسان قدیم ، نام او را الکساندر گفته اند . نام پدرش فلیپ دوم و نام مادرش اُلمپیاس بود . هم پدرش شاه بود و هم مادرش دختر پادشاه ملس ها . محل تولد او را شهر پلا دانسته اند . او با حمله به ایران و شکست دادن داریوش سوم ، به 225 سال پادشاهی هخامنشیان در ایران پایان داد .

3-           شهری در خوزستان است که پایتخت کشور ایلام قدیم بود . در عهد هخامنشیان ، شوش به عنوان یکی از چهار پایتخت ایران محسوب می شد . شهر شوش کنونی ، از شهرهای نزدیک دزفول است . بقایا ی چند دولت مانند ایلام ، بابل ، هخامنشی ، ساسانی و دولت های اسلامی در شوش به جا مانده است . گفته می شود که قبر دانیال نبی ( یکی از پیامبران ) هم در شوش است .

4-           در یونانی ، این لغت به معنای ستاره مشتری است . اما این نام به شهری گفته می شود که در وسط عراق قرار داشت . در قدیم چون عراق را وسط عالم تصور می کردند ، می گفتند : «بابل ، وسط عالم است . » این شعر که از شهر های هفت گانه عراق کهن به حساب می آمد ، در کنار رود فرات و قسمت شرقی آن واقع شده بود . می گویند که این شهر را یکی از پیامبران بنا نهاد .

5-           اسم امروزی آن ، تنگ تک آب است .

6-           یکی از فرماندهان پیاده نظام اسکندر بود که در حمله به ایران شرکت داشت .

7-           از فرماندهان سواره نظام در سپاه اسکندر بود . گفته شده است که فرماندهی یک هزار نفر از تیر اندازان اردوی اسکندر را در اواخر حکومت هخامنشی به عهده داشت .

8-           نام یونانی شهر پارسه یا تخت جمشید است . پارس ، نام عمومی سرزمینی شد که بعدها به نام فارس تغییر یافت . این نام بعد ها به تمام مملکت ایران گفته شد .

9-            نام این سردار ایرانی را سپیتریدات یا سیتردات هم نوشته اند . این سردار ایرانی در جنگ گرانیک رو در روی اسکندر مقدونی جنگید و در جنگ تن به تن ، چنان ضربه ای بر سر اسکندر مقدونی زد که کلاهخود او را شکافت و از شانه اسکندر گذشت .   در این نبرد ، یک بار اسکندر مقدونی مرگ را به چشم خود دید . گفته شده است که سپهر داد ، داماد داریوش و والی یکی از ولایات ایران بود .

10-   هنگامی که اسکندر به نزدیکی شهر تخت جمشید رسید ، نامه ای از طرف تیرداد به او تحویل شد . تیرداد، خزانه دار پایتخت هخامنشی   بود . او در این نامه نوشته بود: « چون مردم شنیده اند که اسکندر به زودی وارد شهر می شود می خواهند خزانه را غارت کنند . » بنابراین توصیه کرده بود که اسکندر زود تر بیاید و خزانه را تحویل بگیرد و بر ایران پادشاهی کند !        

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط گنزقی  | 

۩ ۞ ۩ عکس ۩ ۞ ۩

  

   امپراطوری داریوش بزرگ

هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

در ۵۲۹ پ.م کوروش بزرگ پایه گذار دولت هخامنشی در جنگ‌های شمال شرقی ایران با سکاها، کشته شد. لشکرکشی کمبوجیه جانشین او به مصر آخرین رمق کشاورزان و مردم مغلوب را کشید و زمینه را برای شورشی همگانی فراهم کرد. داریوش بزرگ در کتیبهً بیستون می‌‌گوید: " بعد از رفتن او (کمبوجیه) به مصر مردم از او برگشتند..."

شورش‌ها بزرگ شد و حتی پارس زادگاه شاهان هخامنشی را نیز در برگرفت. داریوش در کتیبه بیستون شمه‌ای از این قیام‌ها را در بند دوم چنین نقل می‌کند: " زمانی که من در بابل بودم این ایالات از من برگشتند: پارس، خوزستان، ماد، آشور، مصر، پارت خراسان (مرو، گوش) افغانستان (مکائیه)." داریوش از 9 مهر ماه 522 تا 19 اسفند 520 ق.م به سرکوبی این جنبش‌ها مشغول بود.

جنگ‌های ایران و یونان در زمان داریوش آغاز شد. دولت هخامنشی سر انجام در 330 ق. م به دست اسکندر مقدونی منقرض گشت و ایران به دست سپاهیان او افتاد.

اسکندر سلسله هخامنشیان را نابود کرد، دارا را کشت ولی در حرکت خود به شرق همه جا به مقاومت‌های سخت برخورد، از جمله سغد و باکتریا یکی از سرداران جنگی او بنام سپتامان 327- 329 ق. م در راس جنبش همگانی مردم بیش از دو سال علیه مهاجم خارجی مبارزه دلاورانه کرد. در این ناحیه مکرر مردم علیه ساتراپهای اسکندر قیام کردند. گرچه سرانجام نیروهای مجهز و ورزیده اسکندر این جنبش‌ها را سرکوب کردند ولی از این تاریخ اسکندر ناچار روش خشونت آمیز خود را به نرمش و خوشخویی بدل کرد.

یازده سال بعد از مرگ اسکندر که تمام آن مدت و حتی چند سالی بعد از آن هم جنگهای جانشینی او بین سردارانش در منازعات طولانی گذشت، استان بابل به وسیله یک سردار مقدونی او به نام سلوکوس که پدرش انتیوکوس هم از سرداران فیلیپوس (فیلیپ) پدر اسکندر محسوب می‌‌شد، برافتاد (312ق.م.). او سپس سرزمین ایلام (خوزستان و بخشی از لرستان و ایلام امروز) و سرزمین ماد (به استثنای آذربایجان) را هم بر قلمرو خویش افزود. بدین گونه، دولت پادشاهی مستقلی به وجود آورد که به نام خود او " دولت سلوکی " (سلوکیان) خوانده شد و آغاز سلطنت او بعدها برای این دولت، مبداء تاریخ گشت. (تاریخ سلوکی).

چند سال بعد، به دنبال پیروزیی که در جنگ بزرگ ایپسوس به دست آورد (301 ق.م.)، سوریه و بخش عمده آسیای صغیر را هم بر قلمرو وسیع آسیایی خود افزود. قلمرو آسیایی او در آن هنگام، تمام بخش آسیایی متصرفات اسکندر را شامل می‌‌شد و از سواحل شرقی مدیترانه تقریبا" تا کرانه‌های سیحون را در بر می‌‌گرفت. اما چون این امپراتوری که در آسیا در واقع جانشین شاهنشاهی هخامنشی محسوب می‌‌شد، بر خلاف آن دولت در این نواحی هیچ پایگاه قومی نداشت و به کلی یک دولت اجنبی به شمار می‌‌آمد.

همین وسعت فوق العاده قلمرو و اشتمالش بر اقوام و سرزمینهای متنوع، ادامه سلطه و حفظ وحدت و تمامیت آن را دشوار می‌‌کرد. از این رو، سلوکوس و پسرش انتیوکوس که از اواخر عمر پدر شریک او بود ،با اقدام به ایجاد شهرها و مهاجرنشینهای یونانی – مقدونی در داخل آسیا، سیاست یونانی مآب کردن آسیا را که اسکندر برای اداره آسیا طرح کرده بود، دنبال کردند. از این رو، در مدت فروانروایی سلوکوس اول و انتیوکوس اول غیر از بیست و پنج شهر یونانی که به وسیله اسکندر در آسیا به وجود آمد، تعداد زیادی شهرهای یونانی نشین جدید نیز احداث گشت. این شهرها که خود بالغ بر شصت شهر بودند، از مرزهای غربی آسیای صغیر تا کناره سیحون و سند احداث گشتند که غالبا" به نام سلوکوس و انتیوکوس، " سلوکیه " و" انطاکیه " خوانده می‌‌شدند، یا به نام مادر و زن سلوکوس، به ترتیب " لائودیکیا" (لاذقیه) و " آپامئا " (افامیه) نام گرفتند. در راس این شهرها، می‌‌توان از سلوکیه نام برد. همچنین در کرانه غربی دجله که تختگاه ولایات شرقی سلوکیان محسوب می‌‌شد و انطاکیه در سوریه در ساحل نهرالعصی (Orontos) که تختگاه دولت سوریه خاندان سلوکی به شمار می‌‌آمد. شهرهای دیگر، شامل پانزده انطاکیه دیگر، چهار سلوکیه، هشت لائودیکیه و دواپامئا می‌‌شد که تعداد کثیری از آنها در داخل فلات ایران از ماد و پارس تا پارت (خراسان) و سیستان واقع بودند. شهرهای دیگر هم که در آنها مهاجران مقدونی و یونانی ساکن شدند، نامهای یونانی یافتند.

از جمله، سرزمین ری (رگ) " اوروپوش " خوانده شد و آنچه امروز نهاوند نام دارد، در آن ایام به عنوان " لائودیکیه " خوانده شد. درپارس، مرووسیستان نیز، شهرهایی به نام انطاکیه به وجود آمد، در ایلام هم لااقل سه شهر به نام اسکندریه خوانده شد، در هرات (هریوه) و حتی د سرزمین سغد نیز، شهرهای به همین نام پا گرفت. همچنین به مهاجران یونانی و مقدونی که به این شهرها جلب می‌‌شدند، قطعه زمینی برای سکونت و کشت و کار داده می‌‌شد و در مقابل، خدمات نظامی بر آنان الزامی می‌‌گشت. احداث این شهرها، ناظر به ایجاد پادگانهای نظامی و ذخیره در نقاط سوق الجیشی برای مقابله با شورشهای محلی وضد سلوکی بود. همچنین، دفع هر گونه توطئه وشورش بیگانه را نیز تسهیل می کرد. با آنکه این شهرها به وسیله شوراها و سازمانهای یونانی و موافق آداب و ترتیبات معمول در یونان و مقدونیه اداره می‌‌شد، غالبا" اراده پادشاه در اکثر آنها بر سایر موازین حاکم بود و حکام و شوراها در عمل، همواره نقش انفعالی داشتند. از لحاظ اداری ،قلمرو سلوکی، (لااقل در دوران اعتلای آن که بعد از سه چهار نسل از اخلاف سلوکوس پایان یافت) شامل حدود هفتاد و دو حوزه حکمرانی بود که هر چند حوزه آن، یک استان (ساتراپی) را تشکیل می‌‌داد، اما با وجود استقلال محلی ساتراپها، حکم پادشاه سلوکی بر سراسر قلمرو وی نافذ بود. پادشاه بر اعمال حکام تابع نظارت و اشراف داشت و برای اعمال این نظارت، دربار او گاه به صورت یک اردوی متحرک نظامی در نواحی مختلف کشور در حال حرکت بود. معهذا، با درگیریهایی که سه چهار تن جانشینان بلافاصله بعد از سلوکوس در سوریه و آسیای صغیر پیدا کردند، نظارت منظم و بلاواسطه آنان بر ولایات شرقی، تدریجا" کاستی گرفت. همچنین، با عکس العملهای ضد اجنبی که حتی از عهد سلوکوس اول در ماد ظاهر شد و یک بار هم یک شاهزاده سلوکی در این وقایع به همدستی با مخالفان متهم گشت، سلطه آنان در ولایات ایرانی به طور محسوسی روبه زوال رفت .

سرانجام، یونانیها باختر در مقابل دولت مقدونی سلوکی داعیه استقلال و انفصال یافت (250 ق.م.). در پی آن، ولایات پارت و گرگان هم تحت رهبری خاندان ارشک از سرکردگان عشایر ایرانی آن نواحی، سر از ربقه انقیاد قوم برتافت (حدود 247ق.م.). سلوکیان که غالبا" در سوریه دچار کشمکشهای محلی و حتی خانگی بودند، موفق به الحاق مجدد این نواحی به قلمرو خویش نگردیدند. حتی، در مقابل بسط این دولت جدید ایرانی، ولایات ماد و پارس و ایلام و بابل را هم از دست دادند (140 ق.م.). از آن پس، قلمرو آنان منحصر به سوریه شد. اما، در آنجا نیز با توسعه طلبی روم مواجه شدند که استغراق آنان در جنگهای خانگی و دسیسه و فساد و عیاشی، امکان مقاومت در مطالع روم را برای آنان باقی نگذاشت. بدین گونه، امپراتوری محدود و در حال انحطاط سلوکی بعد از نزدیک دویست پنجاه سال فرمانروایی انقراض یافت (64 ق.م.).

سلوکس اول، معروف به فاتح (نیکاتور) اولین تختگاه خود را در بابل ساخت (سلوکیه). او پس از پیروزی بر سوریه، انطاکیه را در کنار نهرالعاصی تختگاه دائمی خود قرار داد و اخلاف او نیز بعد از آنکه سلوکیه بابل هم رانده شدند، امپراتوری سلوکی را در عمل به دولت سوریه أی مبدل کردند که آن نیز طعمه روم گشت .سلوکوس اول بعد از سی ودو سال سلطنت در موقعی که عازم تسخیر مقدونیه بود، کشته شد (281 ق.م.). پسرش، انتیوکوس اول که از اواخر عمر پدربا وی در سلطنت شریک شد (293 ق.م.) ،وقتی به جای او نشست، از دعاوی پدر بر مقدونیه (278 ق.م.) و آسیای صغیر صرف نظر کرد (261 ق.م.). اما، با قدرت در مقابل هجوم طوایف وحشی بر نواحی مرزی قلمرو خویش ایستاد (273 ق.م.) و عنوان منجی (سوتر soter)یافت. نقش او در ایجاد شهرهای یونانی، قابل ملاحظه بود. در واقع، قسمت عمده این طرح به وسیله او به انجام رسید. پسر وی ،انتیوکس دوم که بعد از او به سلطنت رسید، هر چند بخشی از آنچه را که پدرش عمدا" از دست داده بود اعاده کرد، (251 ق.م.) اما به اعاده قدرت در قلمرو میراث یافته موفق نشد. او حتی با ازدواج و طلاق یک شاهد خت مصری، اواخر ایام فرمانروایی خود را نیز قرین اغتشاش ساخت.

با سلطنت پسر و جانشین او، سلوکوس دوم (225-246 ق.م.) عوامل تجزیه و اختلاف تدریجا" دولت سلوکی را با دشواریهای جدی مواجه ساخت. وی، نه قادر به دفع طغیان باختر و پارت شد و نه در کشمکشهایی که با مصر یافت، حیثیت دولت خود را تأمین کرد. سلطنت پسر و جانشین او (سلوکوس سوم) فقط دو سال (223 – 225 ق.م.) به طول انجامید. برادرش، انتیوکوس سوم (187 – 223 ق.م.) معروف به " کبیر " در لشکر کشی به شرق، باختر و پارت اشکانیان را به اظهار انقیاد واداشت. اما، در حمله أی که به خاک یونان کرد، با قدرت روم برخورد کرد (188ق.م.) و دچاروهن و سستی گردید. پسرش سلوکوس چهارم که بعد از او به سلطنت رسید (187 ق.م.) و فیلوپاتر (Philopater) خوانده شد، سیاست پدر را در رعایت حسن همجواری با روم مراعات کرد. همچنین، با مصر و مقدونیه نیز هراز هرگونه در گیری، خوداری ورزید. او به دست وزیر خود هلیودوروس (Heliodorus) نام کشته شد (175 ق.م.) و علت قتلش نیز مجهول ماند. انتیوکوس چهارم که بعد از سلطنت یافت، برادر اوبود. خشونت وی در فلسطین با مقاومت یهود مواجه شد. کوششی هم که در مصر برای تسخیر آن سرزمین کرد، با دخالت روم نا موفق ماند. انتیوکوس چهارم، جهت رفع آنچه او آن را " غائله پارت " می‌‌خواند، لشکری هم به شرق کشید .اما، توفیقی نیافت و جانش را نیز بر سر این کار نهاد (163 ق.م.). سلطنت پسرش، انتیوکوس پنجم، مدت زیادی طول نکشید. وی یک سال بعد از جلوس در انطاکیه به وسیله دیمتریوس (پسر سلوکوس چهارم) به قتل رسید (162 ق.م.) دیمتریوس که چند به عنوان گروگان در روم زیسته بود، در بازگشت به سوریه – در دنبال غلبه بر مدعی – تا حدودی به اعاده نظم توفیق یافت و خود را منجی (سوتر – Soter) نامید. شورش یهود را هم که از چند سالی پیش از وی در فلسطین موجب اغتشاش شده بود سرکوب کرد (161ق.م.) اما توفیقی که در این کار یافت وحشت و سوءظن همسایگان را تحریک کرد. سرانجام، در جنگ با یک مدعی موسوم به الکساندربالاس (A.Balas) که همسایگانش، از جمله مصر او را ضد وی تحریک کرده بودند کشته شد (150 ق.م.). فرمانروایی الکساندربالاس (145-150 ق.م.) که خود را پسر و وارث انتیوکوس چهارم می‌‌خواند، سرآغاز یک نزاع بدفرجام خانگی در خاندان سلوکی بود که ضعف و انحطاط قطعی قدرت آن خاندان را در پی داشت. توسعه قدرت اشکانیان در جانب غرب، هر روز بیش ازپیش سلوکیان را به سوی سوریه به عقب نشینی وادار می‌‌کرد. تلاش ناموفق دیمتریوس دوم هم که برای دفع غائله پارت به آنجا لشکرکشی کرد، به شکست و اسارت او انجامید (141 ق.م.). با آنکه برادر و جانشین او، انتیو کوس هفتم در مدت اسارت او توفیق قابل ملاحظه أی در غلبه بر دشواریها یافت، اما شکست او در جنگ با اشکانیان (129 ق.م.) سرانجام به قدرت سلوکیها در ولایات شرقی خاتمه داد. از آن پس، قلمرو سلوکیان منحصربه سوریه گشت و در آنجا نیز سلطنت آنان تا انقراض نهایی به دست روم (64 ق.م.) در جنگهای خانگی و در کشمکشهای بی سرانجام گذشت.

از دویست و چهل و هشت سال (64 – 321 ق.م.) مدت سلطنت آنان، ایران بیش از شصت و پنج سال (247-312 ق.م.) به تمامی در تخت فرمان آنان باقی ماند .سلوکوس نیکاتر Selucos Nicator سردودمان پادشاهان سلوکی است. وی پس از غلبه بر آنتیگون خود را ملقب به نیکاتر یعنی فاتح، کرد و سال 312 ق. م، در بابل به تخت نشست. سال جلوس او، مبدأ تاریخ سلوکی یا اسکندری است. برای اینکه نامی بلند پیدا کند، به جهانگشایی اسکندر ادامه داد و به هند لشکر کشید ولی از عهده پادشاه مقتدر آن سرزمین که چندره‌گوپتا Chandragupta نام داشت برنیامد و همه ولایاتی را که اسکندر در پنجاب هند تسخیر کرده بود به وی واگذاشت و دختر خود را به زنی به او داد و در عوض از او پانصد زنجیر فیل گرفت.

زن سلوکوس بانویی ایرانی به نام آپامه‌آ Apamea دختر اسپیتامن سردار در سغد بود که به نام او نه شهر بنا کرد. پایتخت سلوکوس نخست شهر سلوکیه در ساحل راست دجله بود که خود او بنا کرد ولی پس از آن شهر انطاکیه را در کنار دریای مدیترانه ساخت و آن را پایتخت خویش قرار داد. سلوکوس نیکاتر متصرفات خود را به هفتاد و دو بخش تقسیم نمود و برای هر یک فرمانروایی معین کرد. جانشینان سلوکوس نیکاتر نتوانستند آن قدرت و عظمتی را که او بنیان نهاده بود ادامه دهند .

پس از مرگ او در سال 281 پسرشآنتیوخوس Antiochus اول و پس از وی پسر او آنتیوخوس دوم بپادشاهی رسیدند. در زمان آنتیوخوس دوم اشکانیان، در سرزمین پارت به پیشوایی نامی شوریده و دولت اشکانی را تأسیس کردند. (250 ق. م)

مقارن همین زمان، دیودوتوس Diodotus یکی از امیران یونانی مشرق سر به شورش برداشته و دولت معروفی یونانی و باختری را در بلخ و افغانستان امروز تشکیل دادند. در سال 190 ق. م، رومیان که تازه پایشان به مشرق بازشده بود در مگنزیا Magnesia که محلی در آسیای کوچک بود سلوکیها را شکست دادند و آسیای صغیر به دست رومیان افتاد. در مشرق دولت پارت و باختر نیز دست سلوکیها را کوتاه کرد و از ایران به سوریه رانده شدند. سرانجام دولت کوچک ایشان در سوریه نیز در 64 ق. م، به دست رومیان منقرص شد. مجموع حکومت ایشان 248 سال بود که قریب هشتاد سال در ایران و بقیه آن را در سوریه سلطنت کردند.چیرگی اسکندر مقدونی بر ایران و انقراض دولت هخامنشی بکلی احوال فرهنگ و تمدن ایران را زیر و زبر ساخت. انقلاب سیاسی و هرج و مرج اوضاع کشور مستلزم انقلاب ادبی مهمی گشت. بر اثر استیلای اسکندر و جانشینان او تمدن و زبان یونانی در ایران رواج یافت و جایگزین فرهنگ کهن ایران گردید. دستاوردهای علمی یونانی در زمینه پزشکی و فسلفه و شعر و ادبیات و همچنین برخی واژه‌های یونانی در ایران رایج گشت. این رسوخ و نفوذ تمدن و فرهنگ یونانی در ایران هلنسیم خوانده‌اند، زیرا هلن به معنی یونانی و هلنسیم به معنی یونان مآبی و تمدن و آداب یونانی است .

سلوکیان که نزدیک به هشتاد سال در ایران سلطنت کردند، عامل بزرگ نفوذ فرهنگ یونانی در خاورزمین بودند. سلاطین یونانی نژاد باختر (ایلات بلخ) که به ریاست دیودوتوس Diodotus در 250 ق. م، یعنی هم‌زمان با روی کار آمدن اشکانیان در مشرق ایران سر به استقلال برداشتند. نیز یونانی و یونانی زبان بودند. اسکندر و سلوکیان نزدیک به هفتاد شهر در سرزمین ایران بنا نمودند و مهاجران یونانی را به آنها جلب کردند.

این شهرها نامهای یونانی مانند: اسکندریه و انطاکیه داشت. از جمله آنها صددروازه است که در جنوب غربی دامغان فعلی واقع بود. یونانی شدن مشرق از زمان اسکندر مقدونی آغاز گشت. نقشه اسکندر آن بود که مردمانی را از آسیا به اروپا برد و اقوامی را از اروپا به آسیا آورد تا مشرق به مغرب نزدیک شود و مردم آن دومنطقه با هم بیامیزند. گرچه این فکر به مرحله عمل در نیامد ولی گروه بسیاری از مردم یونانی در شهرهایی که اسکندر و سلوکیها ساخته بودند، ساکن گشتند و حکومتهای خود مختاری پدید آوردند و بیش از اسکندر و سلوکیان موجب یونانی شدن مشرق گشتند .

در آن زمان متصرفات شرقی اسکندر به دو بخش تقسیم می‌‌شد. بخش باختری از دریای مدیترانه تا رود فرات و بخش خاوری از رود فرات تا سند و جیحون. در قسمت غربی که مجاور سرزمین یونان بود، یونان مآبی دوام بیشتری یافت. اما در قسمت شرقی و این طرف فرات بعد از زوال سلطه مغرب بر مشرق یونان مآبی بتدریج رو به ضعف نهاد و زایل شد. حتی خود شهرهای یونانی که در جانب مشرق قرار داشتند در بین شرقیان تحلیل رفتند. نفوذ زبان و تمدن در ایران، اشکانیان و دولتهای شرقی را نیز تحت تأثیر قرار داد. اشکانیان برای جلب رعایای یونانی خود که در شهرهای یونانی ایران حکومتهای نیمه مسـتقل تشکیل داده بودند، خود را فیلهلن Philhellen یعنی یونان‌دوست می‌‌خــواندند و در ترویج و گسترش آداب و زبان یونانی می‌‌کوشیـدنـد و بـرای خـود القابی از قبیل: اپیفانس، یعنی گرانپایه و سوتر، یعنی رهاننده انتخاب می‌‌کردند. همه پادشاهان مشرق تا چند قرن سکه‌های خود را به زبان و خط یونانی ضرب می‌‌نمودند و تقویم خود را همان تاریخ سلوکی که مبدأ آن سال 312 ق. م، است قرار داده بودند

  • آریوبرزن(۱)

    کاخ دروازه :این بنا که در شرق محوطه کاخها و اندکی بیرون از خط دیوار حصاری است که مجموعه کاخی در آن قرار دارند واقع شده است ابعاد آن 36*36 متر است. بنای ستوندار با دو ردیف 4 تایی ستونهای سنگی جزر دیوارها نیز از سنگ ساخته شده است و این بنا چهار مدخل ورودی دارد که دو تا از آنها بزرگتر از دوتای دیگرند. بر روی سطوح مدخل ورودی نقوش برجسته ای از ترکیب انسان و گاو انسان و ماهی وجود دارد و در گاه شمالی آن نقش یک انسان بالدار که بعضی آن را به کوروش بزرگ تعبیر کرده اند . ستونها دارای پایه هایی از سنگ سیاه و زرد شبه مرمر هستند و کف کاخ را با سنگهای بدون شکل هندسی منظم سنگ فرش نموده اند.

    مجموعه کاخها و باغ شاهی: این مجموعه باغ و کاخ را می توان یکی از قدیمیترین نمونه های موجود از نوع خود محسوب نمود که شامل دو کاخ بار عام و اختصاصی کوروش دو بنای کوشک و مجموعه از آب نماها و خیابان ها است.


     

    کاخ بارعام کوروش:این بنا مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحین ایوان جنوبی است.تالار مرکزی آن از دو ردیف چهار ستونی سنگی تشکیل یافته و چهار ایوان در جهات اربعه آن نیز دارای دو ردیف ستون سنگی است و فاصله ستونها در بخشهای اخیر کمتر از تالار مرکزی است.تالار مرکزی همانند کاخ دروازه دارای چهار مدخل ورودی در چهار جهت است.این بنا نیز از سنگ و خشت ساخته شده و کف آنرا با مهارت کم نظیری سنگ فرش نموده اند.ستونهای بجا مانده نشانگر آن است که بدون تزیین است.


     

    کاخ اختصاصی کوروش : از نظر پلان و شکل مانند کاخ بارعام است و عبارتست از یک تالار مرکزی با 5 ردیف 6 تایی ستونهای سنگی و چهار ایوان در جهات اربعه دارد و دو اتاق در گوشه شمال غربی و جنوب غربی .ابعاد آن در حدود 5/22*3 متر و وسعت آن 700 متر مربع است جرز درگاه های این بنا از سنگ زرد شبه مرمر که در نزدیکی پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است . ترکیب سمگ سیاه و زرد در پایه ستونها جالب و دیدنی است . شالی پایه ستونها دارای تزیینات قاشقی است در جای دیگر از آن استفاده نشده بوده است.


    مجموعه کاخها و باغ شاهی: این مجموعه باغ و کاخ را می توان یکی از قدیمیترین نمونه های موجود از نوع خود محسوب نمود که شامل دو کاخ بار عام و اختصاصی کوروش دو بنای کوشک و مجموعه از آب نماها و خیابان ها است.


     

    کاخ بارعام کوروش:این بنا مشتمل بر یک تالار مرکزی و چهار ایوان در چهار جهت و دو اتاق در جناحین ایوان جنوبی است.تالار مرکزی آن از دو ردیف چهار ستونی سنگی تشکیل یافته و چهار ایوان در جهات اربعه آن نیز دارای دو ردیف ستون سنگی است و فاصله ستونها در بخشهای اخیر کمتر از تالار مرکزی است.تالار مرکزی همانند کاخ دروازه دارای چهار مدخل ورودی در چهار جهت است.این بنا نیز از سنگ و خشت ساخته شده و کف آنرا با مهارت کم نظیری سنگ فرش نموده اند.ستونهای بجا مانده نشانگر آن است که بدون تزیین است.


     

    کاخ اختصاصی کوروش : از نظر پلان و شکل مانند کاخ بارعام است و عبارتست از یک تالار مرکزی با 5 ردیف 6 تایی ستونهای سنگی و چهار ایوان در جهات اربعه دارد و دو اتاق در گوشه شمال غربی و جنوب غربی .ابعاد آن در حدود 5/22*3 متر و وسعت آن 700 متر مربع است جرز درگاه های این بنا از سنگ زرد شبه مرمر که در نزدیکی پاسارگاد وجود دارد ساخته شده است . ترکیب سمگ سیاه و زرد در پایه ستونها جالب و دیدنی است . شالی پایه ستونها دارای تزیینات قاشقی است در جای دیگر از آن استفاده نشده بوده است.


    پلکان ورودی

    کورش و داریوش هخامنشی، پادشاهان فضایی

    sumer

    مردم آنوناکی از سیاره نیبیرو، به وجود آورنده تمدن سومریان بوده اند. آنوناکی ها که در نقاط مختلف زمین هرمهای بزرگ بنا کرده اند، به دلیل تغییرات آب و هوایی و خشک شدن هوا در ۳۶۰۰ پیش از میلاد مجبور به ترک زمین شدند. از چهره های مشهور نژاد آنوناکی داریوش اول پادشاه هخامنشی است. کتیبه هایی با چهره داریوش در میان کتیبه های سومر یافت شده. ترجمه های زکریا سیچین نشان می دهد که داریوش و کوروش از مردان آنوناکی بودند که به زمین فرود آمدند و بعنوان پادشاه مسئول بخشهایی شدند که در خاک پارس قرار داشت. نه تنها فروهر از نمادهای آنوناکی گرفته شده، بلکه هلال ماه نیز که تا پیش از بعثت رسول اکرم در میان اعراب با عنوان ال لات پرستیده میشد و پس از فوتشان به عنوان علامت اسلام برگزیده شد، از جمله نمادهای آنوناکی ست.

    SumerianGiantKing


  • اولین پادشاه کوروش بزرگ:

    کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). در پارسی باستان Kuraush. اين نام در كتيبه‌هاى عیلامی، Ku-rash و دركتيبه‌هاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی، Kuros آمده. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن كورش (Koresh). شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری



    به طور کلی هخامنشیان در طول دوران حکومت خود شش پایتخت داشته اند که عبارتند از : انشان ، هگمتانه ، بابل ، شوش ، پاسارگاد و تخت جمشید.

    دو پایتخت پاسارگاد و تخت جمشید جدیدالتأسیس بودند و توسط هخامنشیان بنا شدند. پاسارگاد توسط کورش کبیر و تخت جمشید توسط داریوش هخامنشی احداث شد.

    هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از سلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به هخامنش می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه‌ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.


    ادامه مطلب


  • نام های پادشاهان هخامنشی (به ترتیب حکومت


  •  

    ١-هخامنش
    ٢-چئیش پئیش
    ٣-کورش یکم
    ۴-کمبوجیه یکم


    ۵-کوروش بزرگ
    ۶-کمبوجیه
    ٧-بردیای دروغین (گئومات مغ)
    ٨-داریوش بزرگ
    ٩-خشایارشا

    ١٠-اردشیر یکم

    ١١-خشایارشای دوم
    ١٢-سغدیانوس
    ١٣-داریوش دوم
    ١۴-اردشیر دوم
    ١۵-اردشیر سوم
    ١۶-ارسس
    ١٧-داریوش سوم

    لازم به ذکر است که عبارت نام «هخامنشیان» پس از به سلطنت رسیدن کوروش بزرگ بیان شد.

    برای دریافت لیست اسامی تمامی پادشاهان و حاکمان ایرانی ایران زمین، روی این جمله کلیک کنید.

  • واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :پادشاهان ایران

  • لینک مطلب

  • آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای ایران بود. وی دختر کورش کبیر، و خواهر خوانده کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود.

    آتوسا در زمان حکومات خشایارشا، زنده بوده است.


    آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
    آتوسا دختر کورش بزرگ و همسر پادشاه هخامنشی داریوش یکم و مادر خشایارشا برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.

    پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه‌ها داده می‌شد...

    ادامه ی مطلب را فراموش نکنید...

    واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :کوروش بزرگ و واژه کلیدی :داریوش بزرگ و واژه کلیدی :دختران و بانوان در ایران باستان
  •  

    ادامه مطلب

    لینک مطلب

     

    آرتیستون یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر ( تنی یا ناتنتی ) آتوسا. او محبوب ترین همسر داریوش بوده است بطوریکه به فرمان داریوش تندیسی زرین از او ساخته شده بود. پسران آرتیستون از فرماندهان خشایارشاه بودند. او همراه با آتوسا، بامه و اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح های گلی هخامنشی ثبت شده است.
    آرتیستون (Artystone)، اسم شخص زنانه‌ی پارسی،به شکل یونانی Artystōnē ارتیستونه گواهی شده است که  منعکس کننده‌ی نام پارسی باستان Rtastūnā "ستون ارته (= راستی خدای‌وار شده)" است.

    واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :کوروش

    لینک مطلب

     

  •  
                                             خشايارشاه
  • آرمگاه کوروش

    آرامگاه کوروش: نخستین اثری که در دشت مرغاب و دهکده مادر سلیمان (پاسارگاد) جلب توجه میکند مقبره کوروش است. بنای سنگی باشکوهی که در حدود بیست و پنج قرن پیش ساخته شده است. این بنا در میان مردم به نام قبر مادر سلیمان معروف است. بنا از دو بخش تشکیل شده است:

    الف)قسمت سکو مانند که یادآور زیگورات چغازنبیل ((دوره ایلامی ))است

    ب)قسمت بالایی آن که اتاق کوچکی است و با سقف سنگی به صورت شیروانی (خرپشته) ایجاد شده است.

    بخش سکو مانند پله پله از شش طبقه تشکیل یافته است طبقه اول 70/1 دوم و سوم هر کدام 1 متر و سه طبقه آخری 55 سانتی متر بلندی دارند عرض سکوها که حالت پله مانند را دارند 50 سانتی متر است. بلندی این قسمت در مجموع 35/5 متر است بخش ب که اتاقک کوچکی است دارای در گاهی به عرض 87 سانتی متر و ارتفاع 30/1 متر است . ابعاد 30/2*3 متر و ارتفاع آن 10/2 متر است.کل بنا از سنگ ساخته شده است و یکی از آثار معماری بسیار زیبای دوران هخامنشی

    وصیت نامه داریوش کبیر(۱)

    سید محمد ایزدیار (ببرمبارز)امامزاده اقا شاه حیدر ابن موسی الکاظم (ع) یکی دیگر از مناطق گردشگری روستای دورودگاه می باشد

    همسر داریوش سوم



     

    جایگاه زن در هخامنشیان

    بررسی بیش از300 لوح گلی درتخت جمشید نشان میدهد کارگران زن در دوره هخامنشیان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند.

    در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستندو در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، که صفات اهورامزدا است زن میباشند.


    ادامه مطلب

    آرتمیس، نخستین بانوی دریانورد ایرانی

     

    آرتمیس نخستین بانویی بود که در سال ۴٨٠ پیش از میلاد، فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد.

    واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :دختران و بانوان در ایران باستان و واژه کلیدی :آرتمیس، بانوی دریانورد ایرانی و واژه کلیدی :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان

    ادامه مطلب

    رکسانا، دختر ایرانی که همسر اسکندر مقدونی شد

         

    رکسانا (Ruxana) و یا همان رکسانه تلفظ یونانی نامش است. نام او روشنک است، یعنی ستاره ی کوچک.

    خیلی ها فکر می کنند او دختر داریوش سوم است؛ اما او دختر وخش اورد، فرماندار باختر و یا همان سغد که جایی نزدیک به سمرقند امروزیست بود.

    او کمتر از چهارده سال دارد که اسکندر در کشورگشایی هایش به ایران می رسد...

    ادامه مطلب رو فراموش نکنید...

    واژه کلیدی :دختران و بانوان در ایران باستان و واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :اسکندر مقدونی

    ادامه مطلب

    راه شاهی به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی ساخته شد. این شاهراه تخت جمشید را به پاسارگاد، شوش و دیگر شهرهای شاهنشاهی متصل می‌کرده و بنابر کشفیات جدید احتمالاً از تنگه ی بلاغی که در فاصله ی میان تخت جمشید و پاسارگاد قرار دارد، عبور می‌کرده است. راه شاهی نخستین شاهراه شناخته شده ی ایران و نخستین شاهراه بین المللی جهان است.

    در خوزستان این راه از شوش، شوشتر و رامهرمز عبور می‌کرده‌است.

    در پانصد سال پیش از میلاد مسیح ،داریوش اول در ایران آغاز به ساخت یک سلسله جاده‌های پهن و عریض نمود که یکی از آن‌ها راه سلطنتی نام داشت و در زمان خود جزء بهترین شاهراه‌ها محسوب می‌شد. راهی که پس از امپراطوری رم نیز همچنان مورد استفاده قرار گرفت. کیفیت این راه چنان بالا بود که پیک‌های نامه رسان می‌توانستند مسافتی معادل ۲۶۹۹ کیلومتر را تنها در مدت هفت روز بپیمایند.

    کاملا واضح است که کلمه ی "شاهراه" که هم اکنون نیز از آن استفاده می کنیم از این موضوع گرفته شده است و قدمتی بسیار طولانی دارد.

     

    واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :داریوش بزرگ و واژه کلیدی :دانستنی هایی از شکوه ایران باس


    کمی درباره ی داریوش بزرگ 

    داریوش پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش یکم، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن به فرونشاندن شورشهای داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبره ی او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.
    داریوش در روز
    ۲۹ سپتامبر ۵۲۲ پیش از میلاد به دژ سیکه یووتیش غلبه کرد و گئومات را که در آنجا موضع گرفته بود، به قتل رساتد. پس از آن، کلیه استان ها سر به شورش برداشتند که داریوش و یارانش طی ۱۹ نبرد، ۹ شورشی (شاهان دروغین) را سرکوب کرد و در روز ۲۸ دسامبر ۵۲۱ پ.م آخرین شورشی را از پای درآورد و به این ترتیب پس از حدود یکسال بعد از گئومات، خود را شاه امپراتوری بزرگ ایران خواند.

    ترجمه قسمتی از کتیبه‌های داریوش
    1-من داریوش،شاه بزرگ، شاه، شاه پارس، شاه سرزمین‌ها (کشورها)، پسر وشتاسب، نوه ارشام هخامنشی هستم. پدر من وشتاسب، پدر وشتاسب ارشام، پدرارشام اریارمن، پدر اریارمن چیش پیش و پدر چیش پیش هخامنش بود.

    2-ما بدلیل این که از دیرگاهان از خاندانی اصیل و شاهانه بودیم هخامنشی خوانده شدیم .۸ نفر از خاندان ما پیش از این شاه بوده‌اند و من نهمین هستم. ما ۹ نفر پشت سر هم شاه بوده و هستیم. به خواست اهورامزدا من شاه هستم و او شاهی را به من هدیه داد.

    3-ای که این نوشته‌ها و این نقش‌ها را که من تهیه کرده‌ام می‌بینی از آنها حفاظت و مراقبت کن.

    4-اگر تا زمانی که توانایی داری از این نوشته‌ها و نقش‌ها مراقبت کنی اهورامزدا یارت باد و دودمان و زندگیت بسیار باشد و همه کارهایت مورد قبول اهورامزدا باشد.

    5-امیدوارم اگر این نوشته‌ها و نقش‌ها رادر هنگام توانایی مراقبت و حفاظت نکنی اهورامزدا یارت نباشد و دودمانت تباه باشد و انچه می‌کنی اهورامزدا ضایع کند.




     

    واژه کلیدی :هخامنشیان و واژه کلیدی :پادشاهان ایران و واژه کلیدی :داریوش بزرگ

    لینک مطلب 

     
    دختر کوروش هخامنشی
    آمسترس : دختر داریوش

    Image hosting by TinyPic

    مدل موی عروس مجموعه نه  

    جدیدترین مدل موی عروس خیلی زیبا!! (-;

    مدل موی عروس مجموعه نه

    جدیدترین مدل موی عروس خیلی زیبا!! (-;


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط گنزقی  | 

    تاریخ هخامنشیان

    هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه‌پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

    به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند

    پارسی‌ها مردمانی آریایی نژاد بودند که مشخص نیست از چه زمانی به فلات ایران آمده بودند. آنان از قوم آریایی پارس یا پارسواش بودند که درکتیبه‌های آشوری از سده نهم پیش از میلاد مسیح نام آنان آمده‌است. پارس‌ها همزمان با مادها به نواحی غربی ایران سرازیر شدند و پیرامون دریاچه ارومیه و کرمانشاهان ساکن گردیدند. با ضعف دولت ایلام، نفوذ قوم پارس به خوزستان‌و نواحی مرکزی فلات ایران‌گسترش یافت.

    برای نخستین بار درسالنامه‌های آشوری سلمانسر سوم در سال ۸۳۴ ق. م، نام کشور «پارسوآ» در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه برده شده‌است. بعضی از محققین مانند راولین سن عقیده دارند که مردم پارسواش همان پارسی‌ها بوده‌اند. تصور می‌شود اقوام پارسی پیش از این که از میان دوره‌های جبال زاگرس به طرف جنوب و جنوب شرقی ایران بروند، در این ناحیه توقف کوتاهی نمودند و در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد در ناحیه پارسوماش، روی دامنه‌های کوه‌های بختیاری در جنوب شرقی شوش در ناحیه‌ای که جزو کشور ایلام بود، مستقر گردیدند. از کتیبه‌های آشوری چنین استنباط می‌شود که در زمان شلم نصر (۷۱۳-۷۲۱ ق. م) تا زمان سلطنت آسارهادون (۶۶۳ ق. م)، پادشاهان یا امراء پارسوا، تابع آشور بوده‌اند. پس از آن درزمان فرورتیش (۶۳۲-۶۵۵ ق. م) پادشاه ماد به پارس استیلا یافت و این دولت را تابع دولت ماد نمود.

    شاهنشاهان هخامنشی:

    مهم‌ترین سنگ‌نوشته هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ‌نبشته بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ‌نوشته بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حکمرانی اش که مشکل‌ترین سال‌ها حکومت وی نیز بود،به طور دقیق روایت می‌کند. این سنگ‌نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست.

    پادشاهی کورش کبیر:

    کورش در دوران زمامداری خود،از سیاست اقتصادی و اجتماعی عاقلانه‌ای که کمابیش مبتنی برمصالح ملل تابعه بود، پیروی می‌کرد. از این جملة او که می‌گوید: «رفتار پادشاه با رفتار شبان تفاوت ندارد، چنانکه شبان نمی‌تواند از گله اش بیش از آنچه به آنها خدمت می‌کند، بردارد. همچنان پادشاه از شهرها و مردم همانقدر می‌تواند استفاده کند که آنها را خوشبخت می‌دارد.» و نیز از رفتار و سیاست عمومی او، بخوبی پیداست که وی تحکیم و تثبیت قدرت خود را در تأمین سعادت مردم می‌دانست و کمتر در مقام زراندوزی و تحمیل مالیات برملل تابع خود بود.

    پادشاهی کمبوجیه:

    کمبوجیه، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهت به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند.

    پادشاهی داریوش بزرگ:

    داریوش کبیر (داریوش اول، داریوش بزرگ) (۵۴۹-۴۸۶ ق. م.) سومین پادشاه هخامنشی (سلطنت از ۵۲۱ تا ۴۸۶ ق. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ)بود. ویشتاسپ فرزند ارشام و ارشام پسر آریارمنا بود.

    ویشتاسپ پدر او در زمان کورش ساتراپ (والی) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با مشکلات بسیاری روبرو شد. غیبت کمبوجیه از ایران چهار سال طول کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا برادر کمبوجیه بر تخت مستقر ساخته و بی‌نظمی و هرج و مرج را در کشور توسعه داده بود. در نقاط دیگر کشور هم کسان دیگر بدعوی اینکه از دودمان شاهان پیشین هستند لوای استقلال برافراشته بودند. شرحی که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این وقایع آمده جالب است و سرانجام همه بکام او پایان یافت.


     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت   توسط گنزقی  |